تبلیغات
وب طرفداران بازی assassins creed - داستان کامل کامل شخصیت subject 16
وب طرفداران بازی assassins creed
http://ups.night-skin.com/ http://ups.night-skin.com/ http://ups.night-skin.com/
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهرشاد game
نویسندگان
نظرسنجی
کدام قسمت اساسینس کرید را بیشتر دوست دارید؟






"برای چه ما این توانایی ها را داریم؟ این قابلیت ها؟ چون که در خونمان است.به پا خیزید ای اساسین ها، فرزندان دو دنیا"

جمله بالا نقل قولی بود از صحبت های پراکنده ی S16 در ابتدا باید گفت که منظور او از بیان این جمله چیست؟
کلمه ی "توانایی" و "قابلیت" مربوط میشود به Eagle Vision که فقط این توانایی را اساسین ها دارند.(البته جیووانی بورجیا که از خانواده اش تمپلار بود ولی بعدها خود تبدیل به یک اساسین شد، این قابلیت رو بدست آورد) "فرزندان دو دنیا" مهمترین کلمه و نکته ی حرف S16 میباشد. تفاسیر زیادی میشود از این جمله و و مخصوصا بخش آخر آن کرد، ولی اشاره ی نزدیکی که میشود به آن کردT اینست که اساسین ها نژادی نیمه خدایی دارند.
ُS16 متولد (1982-2012) از دیگر اهدافی بود که توسط Abstergo ربوده شد. وی قبل از Desmond Miles درون دستگاه Animus قرار گرفت و به خاطر قرارگرفتن بسیار درون این دستگاه حالت جنون به او دست داد. S16 از نوادگان اتزیو میباشد.S16 در سال 2012 خودکشی کرد، اما هنوز ذات او در Animus قرار دارد و دزموند را راهنمایی میکند، 16 حالا تبدیل به یک هوش مصنوعی درون انیموس شده است.

ادامه ی مطلب را در ادامه مطلب بخوانید

زندگی در ابسترگو
16 توسط تمپلارها ربوده شد. مامور مراقبت او دکتر وارن ویدیچ در سازمان ابسترگو در تمام مدت بود. دکتر ویدیچ انسان بی ملاحظه ای بود و به کسانی که زیردست او قرار میگرفتند همانند موش آزمایشگاهی برخورد میکرد، و متاسفانه 16 هم به این مصیبت گرفتار شد. شاید یکی از نقاط مثبت و شاید یکی از نقاط منفی، دستگاه انیموس پدیده ی Bleeding Effect بود. اگر فرد در مدت زیاد درون دستگاه قرار میگرفت، دچار جنون میشد، چرا که هنوز در زمان گذشته به سر میبرد و توانایی تشخیص دنیای حال و گذشته را نمیداد. نکته ی مثبت این دستگاه، توانایی های جدید بود که به فرد داده میشد، مانند دزموند مایلز که تحت استفاده ی شدید از این دستگاه "دید عقابی" را به دست آورد. به هر حال شانس با 16 یار نبود، و بی ملاحظگی های ویدیچ او را به جنون کشاند. 16 به زور دزدیده شده بود تا خاطرات جدش اتزیو آدیتوره را به خاطر آورد و محل دقیق The Vault را به تمپلارها نشان دهد. با اینحال، تمپلارها موفق به اینکار نشدند، چرا که 16 از اهداف آنها به خبر شد و دست به خود کشی زد. 16 با استفاده از خون پیغام های رمز آلودی را بر سرتاسر جایی که در آن زندانی شده بود کشید، و برای نمونه ی بعدی که دزموند مایلز بود هشدارهایی به جای گذاشت و به او فهماند که اهداف تمپلارها چیست.

میراث
به دنباله ی مرگ 16، تمپلارها از مکان The Vault ناکام ماندند، و تصمیم گرفتند به دنبال نوه ی الطائر ابن لااحد بروند تا مکانهای Piece Of Eden را از طریق نوه ی او به دست آورند.آنها دزموند را ربودند و در اینکار هم موفق شدند. دزموند در طول مدت زمانی که در ابسترگو بود، با دستیار Lucy Stillman صحبت میکرد. از قتل 16 از او میپرسید ولی لوسی در پاسخ چیزی برای گفتن نداشت و خود را به خاطر مرگ 16 سرزنش میکرد. پس از گذشت مدتی، با دسترسی دزموند به ایمیل های دکتر ویدیچ، وی متوجه میشود که لوسی اخطارهای ناشی از BE را به ویدیچ داده بود، اما ویدیچ توجهی نمیکرد. پس از فرار دزمودن از ابسترگو و رفتن به درون خاطرات اتزیو، دزموند متوجه میشود که 16 قبل از مرگش دستگاه انیموس را هک کرده و برای جانشین خود، که دزموند بود اطلاعات مخفی را به جای گذاشته بود. این فایلهای کدگزاری شده توسط 16 را لوسی از ابسترگو دزدید و به دوست صمیمی خود Rebecca Crane تحویل داد، که این فایل ها را وارد Animus 2.0 کند.
پس از باز کردن بیست فایل قفل شده، فایلی به نام Data Classified BCE باز میشود که درون آن یک فایل ویدئویی وجود داشت. در این ویدئو دو نفر در حال دویدن بودند و فرار کردن از چیزی بودند(آدم و حوا) از ساختمان شیشه ای بالا میروند و در دستشان سیب بهشتی قرار دارد.
پس از ادامه دادن با خاطرات اتزیو، دزمودن به فایلهای دیگر 16 دست پیدا میکند که به نام Rifts کدگزاری شده بودند. پس از باز کردن این فایل ها در یک ویدئوی ناواضح پیام The Miracle is in the Executionنمایش داده میشود. پس از آن دزموند وارد یک محیط دیگری میشود که بسیار شبیه محیط بخش آموزشی Animus میباشد. در آنجا 16 را ملاقات میکند. 16 به دزموند میگوید که همه ی امیدها از دست رفته، و تنها کاری که دزمودن باید انجام بدهد این است که به Eden برود و زنی به نام Eve را در آنجا پیدا کند. در انتها 16 به دزموند میگوید که او را در تاریکی پیدا کند.

مکالمه
دزموند:سابجکت 16؟
سابجکت 16:بله..درسته...سابجکت 17(اشاره به دزموند)
دزموند:تو مردی..من خونت رو دیدم
سابجکت 16:هیچ وقت.من بیشتر از تو مطلع هستم.برای نجات آنها دیر شده..
دزموند:کیا؟
سابجکت 16:او(اشاره به جنس مونث دارد)،آن کسی نیست که فکر میکنی.هر چیزی که برای تبدیل شدن به امید،هر چیزی که پر ارزش بود،حالا از بین رفته...
دزموند:خواهش میکنم واضح تر حرف بزن
سابجکت 16:Eden. She... in Eden. Find Eve. The Key. Her DNA
دزموند:بهم بگو.......
سابجکت 16:نمیتونم....خورشید....پسر تو....خیلی ضعیف...انرژی باید دوباره پر شه.....
دزموند:نرو.....
سابجکت 16:من تا آخرش همراه تو هستم.من را در تاریکی پیدا کن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 بهمن 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی