تبلیغات
وب طرفداران بازی assassins creed - بیوگرافی وارن ویدیچ
وب طرفداران بازی assassins creed
http://ups.night-skin.com/ http://ups.night-skin.com/ http://ups.night-skin.com/
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهرشاد game
نویسندگان
نظرسنجی
کدام قسمت اساسینس کرید را بیشتر دوست دارید؟






نام کامل:وارن ویدیچ-warren vidic
متولد:؟
مرگ:2012
وابسته به آبسترگو-تمپلار ها
وجود در قسمت های:
assassins creed 1
assassins creed 2
assassins creed III


من کتابی را مطالعه میکردم که مدعی شده بود جهان در هفت روز به وجود آمده است
دکتر ویدیچ

دکتر وارن ویدیچ دانشمند و عضو شوالیه های معبد است(تمپلار).وی در اوایل قرن 21 در سازمان ابسترگو استخدام شد،ویدیچ سرپرست پروژه ی انیموس بود.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.


در سال 2012،موقعیت کاری وارن ودیدچ در سرپرستی پروژه ی ابسترگو هنوز نگه داشته شده بود.در همان سال خواستار گرفتن هفدمین نمونه پروژه ی کاری خود شد،نمونه ی هفدهم یک میخانه چی(متصدی کافه-ساقی bartender) به نام دزموند مایلز بود.در ابتدا،ویدیچ بر نمونه ی جدید خود با بی میلی آزمایش میکرد،زیرا مطمئن نبود که اطلاعات کافی را میتواند از او(جد دزموند)به دست بیاورد یا نه،چون دزموند در برابر او مقاومت میکرد.ویدیچ به برای دزموند توضیح داد که اگر به مقاومتش ادامه دهد و همکاری نکند،او را به کما فرو میبرد و دزموند را پس از به پایان رسیدن کارش رها میکند تا بمیرد.
دزموند ناخواسته قبول کرد.دستیار دکتر ویدیچ لوسی استیلمن او را در اینکار همراهی میکرد،لوسی سلامتی دزموند را برای آزمایش چک میکرد تا در آن مدتی که دزموند در دستگاه انیموس قرار میگیرد آسیبی به سلامتیش وارد نشود.لوسی پافشاری بسیار میکرد که حتما دزموند در مدتهای محدود و کوتاه در انیموس قرار بگیرد،چرا که در نمونه ی قبلی به خاطر استفاده ی زیاد دچار توهم و دیوانگی شد.مایوس اما پذیرا،ویدیچ دستور داد که دزموند به استراحت بپردازد و خود آزمایشگاه را ترک کرد.فردای آن روز دزموند وقتی بیدار شد ویدیچ را در روبه روی تختش در حالت ایستاده دید.ویدیچ از آن روز به بعد مشتاق تر شده بود.ویدچ خودش را با کنجکاوی دزموند وفق داده بود و به بعضی از پرسش های او باسخ میداد.یک روز ویدیچ پافشاری میکرد که دزموند دوباره وارد انیموس شود.یک هفته گذشت و دزموند طبق برنامه های انمیوس بود.ویدیج حالت نوسانی داشت مدام تغییر میکرد وقتی که آرام بود یا مشغول جمع آوری اطلاعات بود بدخلقی میکرد و یا برای مدتی ملایم میشد.در روزی مشابه،هنگامی خبر دار شد خط افق بر روی آزمایشگاهش افتاده،ویدیچ بی خبر خودکارش را جا گذاشت،دزموند بدون اینکه ویدیچ چیزی را بفهمد آن را برداشت.در آخر هفته،دزموند به بخش آخر سفرهایش با خاطراتش رسیده بود.ویدیچ مصرتر شده بود تا به پایانش هر چه سریعتر نزدیکتر شود.بعد از مرگ المعلم و فعال شدنPiece of Eden در حافظه ی دزموند ویدیچ مکان هایی که تکه ی بهشتی کره ی زمین را نمایش میداد ضبط کرد،و گفت:به دست آوردیمش.
دزموند بیدار شد،او 3 مردی کت و شلوار پوش را در اتاق کنفرانس دید.آن 3 نفر شروع به بحث با ویدیچ درباره ی نتیجه های آزمایش هایش صحبت میکردند،آنها بر کناره گیری دزموند اصرار میکردند.به دزموند دستور داده شد که به اتاقش برگردد،ویدیچ و لوسی آزمایشگاه را ترک کردند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 اسفند 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی